فصل هفتم
در اين فصل نيز - كه كوتاهترين فصل رسالهء حاضر است - به مطلبي فرعى پرداخته شده است ؛ وآن اينكه در ميان حركات غير جوهري ، حركت دورى أفلاك در قدمت ودوام وتماميّت وشرف بر ساير حركات برترى دارد .
ملّا صدرا اين مطلب را بزبان فلسفهء مشّائى وبر أساس مباني آنها بيان كرده است ؛ واز اين رو ، با روح حكمت متعاليه چندان تناسب ندارد . البتّه بيان برخى مسائل بزبان گذشتگان فلسفه در آثار صدر المتألّهين ، نبايد امرى غريب بنمايد ؛ زيرا خود وى در أوائل كتاب أسفار « 1 » به اين نكته اشاره دارد كه در بسيارى از مباحث ، به عرضهء نظريّهء خويش بسنده نمىكند ؛ بلكه چه بسا در آغاز وميانهء راه بشيوهء ديگران سخن گفته - تا خاطر كساني كه بدان شيوه خو گرفتهاند ناگهان آشفته وآزرده نگردد - وسپس ، در پايان مسير از آنان جدا گشته است .
فصل هشتم
در اين فصل ، صدرا ابتدأ بشيوهء فلسفهء رايج به اثبات زمان وبيان نحوهء وجود آن مىپردازد ، ودر بين آن بمناسبت ، نظريّات خويش را ابراز مىدارد .
وى پس از بيان دو روش متفاوت - روش علماى طبيعي وروش حكماى الهى - در اثبات وجود زمان ، دربارهء نحوهء وجود زمان مىگويد كه چنين وجودي از يك نظر داراى ثبات وپايانى است واز نظر ديگر داراى تجدّد وپويايى ؛ چنانكه گويى چيزى است بين قوّهء محض وفعل محض . بنابراين ، از يك سو زمان را نيازمند فاعلى مىبينيم كه حافظ ثبات آن باشد ، واز ديگر سو احتياجش را به قابلى كه پذيراى تجدّد آن باشد در مىيابيم .
هامش
( 1 ) رك : صدر الدّين الشّيرازيّ ، الحكمة المتعالية ، ج 1 ، ص 10 و 85 .