نيستند » . « 1 »
16 - از محمدبن محمد نقل كرده است ، مىگويد : علي بن بلال طى نامهاى به ابوالحسن - يعنى علي بن محمد عليهما السلام - نوشت : مردى يهودى از دنيا رفته است و براى طلبكارانش چيزى را وصيت كرده است كه من مىتوانم بگيرم ، آيا جايز است من آن را بگيرم و به دوستان شما بدهم يا اين كه به خود همان يهودى كه وصيت كرده است بدهم ؟ امام عليه السلام نوشت : « آن را به من برسان و آن يهودى را نيز به من معرفى كن تا به صورتى كه شايسته است به او بدهم ! ان شاءاللَّه » . « 2 »
17 - از ابوالحسن نقل كرده است ، مىگويد : به محضر ابوالسحن سوم عليه السلام نوشتم : من زمينى را . . . « 3 »
18 - از احمدبن حمزه ، نقل كرده است ، مىگويد : خدمت ابوالحسن نوشت : كسى مقدارى گندم وقف كرده است و سپس از دنيا رفته در حالى كه وامى دارد كه تمام مالش آن را كفاف نمىكند ؟ امام عليه السلام در پاسخ وى نوشت : « مال وقف او را فروخته و وامش را بپردازند . » . « 4 »
19 - شيخ طوسى از حسنبن محمد رازى نقل كرده ، مىگويد : به ابوالحسن عليه السلام نوشتم : مردى مىميرد و تمام مالش را بيشتر از ثلث وصيت مىكند كه در راه خير مصرف كنند ، آيا چنين چيزى جايز است ، بايد چه كنند ؟
هامش
( 1 ) - من لا يحضره الفقيه : 4 / 232 .
( 2 ) - همان و تهذيب : 9 / 205 .
( 3 ) - همان : 4 / 237 . اين حديث عيناً به شماره ( 6 ) در همين باب گذشت - م .
( 4 ) - همان .