خداوند او را از اهل فلاح قرار دهد ، و چون بر ابىعبداللَّه عليه السلام سلام دهد خداوند او را از رستگاران مقرر فرمايد ! و چون از نماز فارغ شود ، فرشتهاى نزد او بيايد و بگويد : رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم به تو سلام مىرساند و مىفرمايد : امّا گناهانت را خداوند آمرزيد ، از هم اكنون كارت را از سر بگير ! » . « 1 »
81 - از ابوهاشم جعفرى نقل كرده است ، مىگويد : « ابوالحسن ( امام هادى ) عليه السلام ، در وقتى كه بيمار بود كسى را به دنبال من و محمّد بن حمزه فرستاد ، محمّد جلوتر از من شرفياب شده بود ، به من گفت : آن حضرت پيوسته مىگفت : « كسى را به حاير ( حسين ) بفرستيد ! » به محمّد گفتم : چرا نگفتى كه من به حاير مىروم ؟ ! سپس من وارد شدم و عرض كردم : فدايت شوم ! من به حاير مىروم ! فرمود : « در اين باره فكر كنيد ! »
آنگاه فرمود : « محمّد چيزى از ويژگيهاى زيدبن على را ندارد ، من مايل نيستم كه آن را بشنود ! »
ابوهاشم مىگويد : من اين مطلب را به على بن بلال گفتم : گفت :
« امام عليه السلام با حاير چه كار داشت ؟ او خود حاير است » ! پس خدمت امام عليه السلام رسيدم به من فرمود : « بنشين ! » نشستم وقتى كه خواستم برخيزم ، چون ديدم با من مأنوس شده ست ، سخن على بن بلال را نقل كردم ، فرمود :
« چرا به او نگفتى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم همواره خانه را طواف مىكرد و حجر را مىبوسيد ، در حالى كه حرمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم و حرمت مؤمن از حرمت خانه بالاتر است ! و خداوند او را مأمور كرد تا در عرفات توقف
هامش
( 1 ) - كامل الزيارات : ص 185 .