است .
اى ولىّ خدا ! براستى ميان من و خداى عزّوجلّ ، گناهانى است كه جز رضاى شما نمىتواند آن را محو كند ، پس به حق آن كه شما را محرم راز خويش و سرپرست امور بندگانش قرار داد و اطاعت شما را با اطاعت خود قرين نمود ، كه براى گناهان من طلب بخشش كنيد و شفيعان من باشيد زيرا كه من فرمانبر شمايم و هر كس از شما فرمان ببرد از خدا فرمان برده است و هر كس نافرمانى شما را كند خدا را نافرمانى كرده است ، هر كه شما را دوست بدارد خدا را دوست داشته و هر كه با شما دشمنى كند با خدا دشمنى كرده است .
خداوندا ! اگر من شفيعانى از محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و خاندان برگزيدهء او كه امامان نيكوكارند نزديكتر به درگاه تو مىيافتم آنان را شفيع خود قرار مىدادم ، پس سوگند به حقى كه براى آنان بر خود لازم ساختى ، از تو مىخواهم كه مرا در زمرهء عارفان به حق آنان و در زمرهء رحمت شدگان به وسيلهء شفاعت آنان ، مقرر فرمايى ، زيرا كه تو مهربانترين مهربانانى ! خداوند ، بر محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و خاندان پاكش درود فرستد و درود و سلام فراوان نثار فرمايد ! خداوند ما را بس است و او نيكو سرپرست و وكيلى است . » « 1 »
74 - شيخ طوسى از محمّد بن سليمان زرقان وكيل جعفرى يمانى نقل كرده ، مىگويد : راستگوى فرزند راستگو ؛ على بن محمّد صاحب العسكر عليهما السلام به من فرمود : « اى زرقان ! خاك ما يكى است ، وقتى كه
هامش
( 1 ) - من لا يحضره الفقيه : 2 / 609 و عيون اخبار الرّضا : 2 / 272 و تهذيب : 6 / 95 .