اوست و گفتهء او گفتهء پدرش و اطاعت او اطاعت پدرش » سپس ساكت شد ، عرض كردم : يابن رسول اللَّه ! بعد از حسن عليه السلام چه كسى امام است ؟ آن حضرت با شنيدن اين سؤال گريهء شديدى كرد سپس فرمود : « همانا پس از حسن پسرش قائم به حق و آن كسى است كه انتظار او را مىكشند ! » .
عرض كردم : يابن رسول اللَّه ! چرا او را قائم گفتهاند ؟ فرمود :
« چون او پس از فراموشى ياد او و مرتد شدن بيشتر معتقدان به امامتش قيام مىكند ! » عرض كردم : چرا او را منتظر مىگويند : فرمود :
« چون او را غيبتى است كه روزهاى زياد و مدتى دراز طول مىكشد پس مردم با اخلاص انتظار قيام او را مىكشند و اهل شك و ريب او را انكار مىكنند و منكران بدان وسيله به تمسخر مىگيرند و انها كه وقت و زمانى براى ظهور او تعيين كردهاند تكذيب مىشوند و شتاب زدگان هلاك مىگردند و اهل تسليم در آن باره نجات مىيابند ، از اين رو او را « منتظَر » مىنامند . » . « 1 »
5 - همو از ( اميّة بن على ) قيسى نقل كرده ، مىگويد : به ابوجعفر ثانى عرض كردم : جانشين پس از شما كيست ؟ فرمود : « پسرم على » سپس افزود : « همانا وى در حيره خواهد بود » راوى مىگويد : پرسيدم : تا كجا ؟
امام عليه السلام با شنيدن سخن من ساكت ماند سپس فرمود : « تا مدينه » گفتم :
كدام مدينه ؟ فرمود : « همين شهرى كه ما هستيم ، و آيا مدينهء ديگرى هم هست ؟ ! » . « 2 »
6 - از محمّدبن اسماعيل بزيع نقل كرده است كه اميّةبن على در محضر
هامش
( 1 ) - كفاية الاثر : ص 279 .
( 2 ) - همان : ص 280 .