به اصحابش دستور مىداد كه از دادن لقب متوكّل به او خوددارى كنند چون در آن روز ، آن لقب خليفه جعفر متوكّل پسر معتصم بود .
صفت وى ، رنگش گندم گون بوده و نقش انگشتريش « اللَّه ربى و هو عصمتى من خلقه » بود . « 1 »
5 - ابن جوزى مىگويد : كنيهاش : ابوالحسن عسكرى بود ، از آن جهت منسوب به عسكر بود كه جعفر متوكّل او را از مدينه به بغداد و از انجا به سرمن راى برد و بيست سال و چند ماه در آنجا اقامت گزيد و ملقب به متوكّل و نقىّ بود . « 2 »
6 - كمال الدّين ابن طلحه مىنويسد : اما نام وى ، على و كنيهاش ابوالحسن است و القابش : ناصح ، متوكّل ، فتّاح ، نقىّ و مرتضى است . و مشهورتر از همه متوكّل بود ولى خود آن را مخفى مىداشت و به اصحابش امر مىكرد كه از گفتن آن خوددارى كنند ، چون در آن روز لقب خليفه اميرالمومنين ( ! ) متوكّل بود . « 3 »
هامش
( 1 ) - فصول المهمه : ص 277 .
( 2 ) - تذكرة الخواص : ص 359 .
( 3 ) - مطالب السّؤول : ص 88 .