نمىپرسيدم مگر جواب مىدادند و درست جواب مىدادند !
پرسيد : ادبيات آنها را چگونه يافتى ؟ گفتم : يا اميرالمؤمنين [ ! ] مانند آنها را در ذكاوت و تيزهوشى نديدهام ! خدا عمر آنها را زياد كند و اين امّت را از مهر و محبت آنها برخوردار نمايد !
هارون پس از شنيدن سخن من آنها را به سينه چسبانيد و اشك شوقش جارى شد بهحدّى كه فرو ريخت ! سپس آنها را اجازه داد ، بلند شدند و رفتند : گفت : چگونه خواهيد بود وقتى كه دشمنى اين دو و كينهتوزى آنها برملا شود و ما بين آنها چنان تيره شود كه خونها بريزد و بسيارى از زندهها آرزو كنند كهاى كاش مرده بودند ؟ !
گفتم : يا اميرالمؤمنين [ ! ] اين حرفها قضاوت ستاره شناسها در وقت دنيا آمدن ايشان يا چيزى است كه دانشمندان دربارهء آنها گفتهاند ؟ گفت :
بلكه چيزى است از قول دانشمندان از اوصياى پيامبران دربارهء آنها .
گويند : مأمون در زمان خلافت خود مىگفت : هارون تمام آنچه را كه بين ما اتفاق مىافتد از موسى بن جعفر بن محمّد عليهم السلام شنيده بود ازاينرو گفت آنچه را كه گفت ! « 1 »
غيبت
1 - شيخ صدوق از حسن بن على بن محمّد بن على بن موسى ، به نقل از على بن موسى از قول پدرش موسى بن جعفر بن محمّد عليهم السلام آورده است ، فرمود : « قائم عليه السلام نمىشود مگر امام فرزند امام و وصىّ پسر
هامش
( 1 ) - اخبار الطّوال : ص 388 .