2 - كلينى از ابوجعفر شامى از قول مردى به نام هلقام بن ابى هلقام نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام كاظم عليه السلام رفتم و عرض كردم : فدايت شوم ! دعايى به من بياموزيد كه جامع دنيا و آخرت باشدو مختصر بفرماييد ! فرمود : « پس از نماز صبح تا وقت طلوع آفتاب ، بگو : منزّه است خداوند بزرگ و او را مىستايم و از خداوند طلب آمرزش و درخواست كرم و احسان او را دارم ! » .
هلقام مىگويد : من در بين خويشاوندانم از همه بدحالتر بودم ولى بر اثر اين دعا ندانسته ميراث مردى به من رسيد كه گمان نمىكردم بامن خويشاوندى دارد و من امروز در بين خاندانم از همه توانگرترم و هيچ سببى براى آن نمىدانم جز دعايى كه مولايم امام كاظم عليه السلام به من آموخت . « 1 »
3 - همو از حسين نقل كرده است ، مىگويد : از امام كاظم عليه السلام دعايى خواستم و در پى آن حضرت بودم كه گفت : « خدايا ! تو را به ذات بخشنده و به عزّت پايدار و به قدرتت كه چيزى در برابر آن ايستايى ندارد سوگند مىدهم كه با من چنين و چنان كنى ! » راوى مىگويد : در نامهاى به خط خودش رقعهاى نوشت : « بگو : اى خدايى كه برترى دارد و غالب است و ناديده است و آگاه ! اى خدايى كه مالك است و توانا و اى كسى كه مردگان را زنده مىكند و بر هر چيزى او تواناست ، بر محمّد و آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم درود فرست و با من چنين و چنان كن ! » .
سپس بگو : اى خدايى كه معبودى جز او نيست به حق لا إله الا اللَّه به من
هامش
( 1 ) - كافى : 2 / 550 .