« مرد شايسته ، خبر شايسته مىآورد و مرد بد خبر بد مىآورد ! » . « 1 »
مؤمنان اندكند
1 - كلينى از سماعة بن مهران نقل كرده است ، مىگويد : امام كاظم عليه السلام به من فرمود : « اى سماعه ! آنان در بستر خود آرام گرفتند و مرا به ترس انداختند . بدان بهخدا سوگند زمانى بود كه در دنيا جز يك تن خداپرست نبود و اگر مىبود خداى عزّ و جلّ از او نام مىبرد ! آنجا كه مىفرمايد :
« إِنَّ إِبْراهِيمَ كانَ أُمَّةً قانِتاً لِلَّهِ حَنِيفاً وَ لَمْ يَكُ مِنَ الْمُشْرِكِينَ »
. « 2 » تا خدا خواست به تنهايى عمر گذارنيد و سپس خداوند او را با اسماعيل و اسحاق انس بخشيد و سه تن ( يگانه پرست ) شدند . بدانيد كه مؤمن بهراستى كم است و كافران بسيارند ، آيا مىدانى براى چيست ؟ » .
گفتم : نه ، فدايت شوم ! فرمود : « اين مسلمان نماها ( و شيعه مآبان ! ) وسيلهء انس و آرامش دل مؤمنان حقيقى هستند ، آنچه در سينهها دارند به آنها مىگويند . بدان وسيله راحت مىشوند و آرام مىگيرند » . « 3 »
2 - همو از على بن جعفر نقل كرده است ، مىگويد : امام كاظم عليه السلام فرمود : « هر كس كه معتقد به ولايت ماست ، مؤمن نيست ولى مايهء انس و آرامش مؤمنان است ! » . « 4 »
هامش
( 1 ) - بحارالأنوار : 71 / 293 .
( 2 ) - نحل / 120 : بهراستى كه ابراهيم عليه السلام يك امت خداشناس و يكتاپرست بود و از مشركان نبود .
( 3 ) - كافى : 2 / 242 .
( 4 ) - همان : 2 / 243 .