او را مىجويند كه بعضى در اين راه به حق و برخى در خطا و عدّهاى گمراه و جمعى در هدايت ، گروهى شنوا و گروهى كر و لالند ، بعضى بينا و برخى نابينا و سرگردانند ، پس سپاس خداى را كه آيين او را حضرت محمّد صلى الله عليه و آله و سلم تعريف و توصيف نموده است .
بارى تو كسى هستى كه خداوند تو را نسبت به آل محمّد جايگاه خاصّى مرحمت كرده و محّبت آنچه را كه از آيين خود بر تو الهام كرده است از هدايت و بينش در امر دينت بصيرت داده است كه همهء اينها بهخاطر مزيّتى است كه براى آنان قائلى و تمام كارها را به ايشان واگذاردهاى . . . در سخنى طولانى « 1 » . و فرمود : « كسى را كه اميد پذيرش او را دارى به راه پروردگارت دربارهء ما فراخوان ! و خود را همانند محصور بودن ما محصور نكن و آل محمّد صلى الله عليه و آله و سلم را دوست بدار ! و هر چه از ما به تو رسيد يا منسوب به ما بود ، نگو : اين باطل است هر چند كه خلاف آن را مىدانى . زيرا كه تو نمىدانى به چه دليل ما آن را گفتهايم و به چه جهت آن را توصيف كردهايم ! به آنچه تو را خبر داديم باور داشته باش و آنچه را كه كتمان كرديم وارسى نكن ! تو را خبر مىدهم كه حق برادر ( دينى ) خود را پاس بدار ! مبادا چيزى راكه سودى و منفعتى به حال او دارد ؛ نه از دنياى او و نه از آخرت ، از او پنهان بدارى ! » . « 2 »
هامش
( 1 ) - ما اين نامهء شريفه را كه حدود چهار صفحه است در ج 2 / 571 - 575 كتاب تحليلى از زندگانىامام كاظم عليه السلام تماماً ترجمه كردهايم ، خوانندگان محترم مىتوانند به آن كتاب شريف مراجعه كنند - م .
( 2 ) - رجال كشى : ص 386 .