تخطي إلى المحتوى الرئيسي

رسالة الطير ( با ترجمه ودوشرح سهلان ساوي 540 ق وشارح گمنام ) — صفحة 52

مساهمون:

ص٥٢
وقت كه استعداد أو « 1 » ظاهر شود ، مستعد خواهد ، تا أو ازين چيزها كه أو از آن رنجور است از قوى و امور بدنى ، نجات يابد ، يا نفس با بدن صحبت دارد نتواند جز آنكه مقهور مىدارد ، و اين قوّت عامله نفسى را قاهره و غالبه « 2 » ، و به ديگر قوّت از مفارق ، فيض مىستاند ، تدبيرى ديگر نبود « 3 » أو را و هرگز در اين ، جز تدبير خويشتن ، نتواند كرد . و كس را كه پيداتر باشد ، بايد كه أو را ازين نجات باشد . و نتواند بود ، الّا به وقتى معلوم و آن ، آن وقت بود كه قوّت غاذيه عاجز شود ، بعد از قوّت مولّده و ناميه و تا اسباب اجل ظاهر به وجوه « 4 » و بدان كه « 5 » نفوس ناطقه « 6 » منقسم شود در قوّت عالمه « 7 » و در قوّت عامله يكى بود كه قوّت عاقلهء أو تصوّر « 8 » معقولات راست كرده باشد . و قوّت عاملهء أو مستولى بوده باشد . بر قوى بدنى أو و اين مرتبهء انبياء و اولياء و صديقان و حكماى با ديانت باشد . و نفس باشد كه قوّت عامله « 9 » أو ، تصوّر معقولات نكرده باشد از قصور استعداد يا غير آن . و قوّت علامهء « 10 » أو هم ، معطّل بوده باشد ، از أو ، نه فعل و استيلا حاصل آمده باشد ، و نه انفعال . و اين مرتبهء اطفال و بعضي از ابلهان و مجانين باشد . و يقين « 11 » باشد كه قوّت عاملهء « 12 » أو تصوّر معقولات نكرده باشد ، امّا قوّت عامله « 13 » أو تصوّر « 14 » ملكه فاضله و خلق نيكو ، أو را حاصل كرده ، و اين مرتبهء پارسايان « 15 » و نيك مردان باشد . و نفسى باشد كه قوّت عاقلهء أو تصوّر معقولات نكرده باشد ، بلكه تصوّر چيزهاى ناراست كرده باشد . و أو را هيئات جهل مركّب ، حاصل باشد . و اعتقاد فاسد دارد ، و اخلاق نيكو دارد . و اين حال هالكان باشد و
هامش
( 1 ) - « أو » ندارد .
( 2 ) - أصل قالبه .
( 3 ) - شود .
( 4 ) - بوجوه معلوم .
( 5 ) - أحوال .
( 6 ) - أصل نفس .
( 7 ) - عائله .
( 8 ) - مصوّر
( 9 ) - عائله .
( 10 ) - عائله .
( 11 ) - نفسى .
( 12 ) - عائله .
( 13 ) - عائله .
( 14 ) - « تصوّر » نيامده است .
( 15 ) - پارسا آن .