باشد « 1 » و دوستى و موافقت اين جماعت كه بر جادهء حقيقت از براى « 2 » اين اغراض باشد ، و چون اين غرض برنيايد « 3 » ، عداوة « 4 » حاصل آيد ، و اگر برآيد استغناء نمايند « 5 » و هميشه از دوست ، حساب منفعت خويش ، و دفع ضرر از خويش برگيرند ، هيچ حساب دوستان اندرين ، از خود برنگيرند .
پس آن جماعت ، اختلاط و دوستى نشايند ، اگر چنانچه ، دوست حقيقي بدست آيد به غايت عزيز باشد نزديك أهل معنى و على الجمله ، دوستى حقيقي ميان دو كس باشد كه ايشان يكديگر را شناسند ، و چون در مطلوب متّفق باشند ، مودّت ميان ايشان پيش از آن بود كه ميان دو مسافر كه منزل و مقصد « 6 » ايشان متّفق نبود و اين سخن شرحى دارد امّا از درازى ، احتراز كرده آمد كه ثمر ملالت باشد « 7 » .
متن
« قال « 8 » : ويلكم اخوان الحقيقة باثوا و تضاموا و ليكشفن « 9 » كلّ واحد منكم لأخيه الحجب عن خالصة لبّه ليطالع بعضكم بعضا و ليكمل « 10 » بعضكم بعضا »
ترجمه
« اى برادران ، حقيقت را از خويش آشكارا كنيد و با هم آئيد ، و برداريد پرده از عقول خويش ، تا بعضي از شما ، بعضي را مطالعت « 11 » كنيد و بعضي از شما ، به بعضي ، كمال و تمامى يابد « 12 » . »
هامش
( 1 ) - از مطلوب و دوستى .
( 2 ) - أصل براى .
( 3 ) - برنتابد .
( 4 ) - عداوة .
( 5 ) - نمايد .
( 6 ) - مقصد و منزل .
( 7 ) - مىشود .
( 8 ) - قال الشيخ الرئيس .
( 9 ) - أصل ليكشفنّ بر كلّ .
( 10 ) - ليستكمل .
( 11 ) - مطالعه .
( 12 ) - أصل يابند .