وينها همه ظاهر است وپنهان نبود جز بر جهلات « 1 »
خونم كه به تيغ غمزه ريزى * هم شكر تو بر زمين نويسد
تيغت كه به خون من شود سرخ * بر دست تو آفرين نويسد
كالدرّ ولدت يا تمام الشرف * في الكعبة واتّخذتها كالصدف
فاستقبلت الوجوه شطر الكعبة * والكعبة وجهها تجاه النجف
عينان عينان لم يكتبهما قلم * في كلّ عين من العينين عينان
نونان نونان لم يكتبهما رقم * في كلّ نون من النونين نونان
ميرداماد در اشعارش به « اشراق » تخلّص مىكرد ؛ واين حاكى از نفوذ انديشههاى شيخ اشراق در مير وشدّت تأثّر أو از اين انديشمند بزرگ جهان اسلام است .
فهرست نگاشتههاى مصنّف
همان گونه كه گذشت ميرداماد جامع علوم ومعارف زمان خويش بود ؛ از اين رو آثار متنوّعى در زمينهء منطق ، كلام ، فلسفه ، عرفان ، تفسير ، حديث ، رجال ، درايه ، أصول فقه ، فقه ، رياضيات ، أدبيات ، علوم غريبه از خود بر جاى گذارد كه با كمال تأسّف تا كنون تنها شمار اندكى از آنها به حليه طبع آراسته شده است .
جداى از تأليفات مستقلّ ، وشروح وحواشي به يادگار مانده از مصنّف ، بخشي از آثار أو به :
1 . اجازهء روايت به شاگردان وتقريظها 2 . پاسخ استفتائات علما ، عموم مردم وشاه وقت بويژه در مسائل مهمّ مملكتي
هامش
( 1 ) . مير در اين رباعي به استقبال رباعي مشهور ابن سينا رفته است .