« جنس الأجناس » ناميده مىشود ؛ ومقولات در واقع همان أجناس عاليهء ماهيات ممكنه مىباشند .
وامّا بحث حكما از مقولات ، از اينجا آغاز مىشود كه :
اگر ما نسبت هر مفهومي را با وجود لحاظ كنيم ، از سه حال بيرون نيست :
1 . يا وجود برايش ضرورت دارد ( واجب الوجود ) .
2 . يا عدم برايش ضروري است ( ممتنع الوجود ) .
3 . ويا اينكه وجود وعدم برايش يكسان است ( ممكن الوجود ) .
در مبحث مربوط به ويژگيهاى واجب الوجود وصفات بارى ، به واسطهء براهين توحيد اثبات شده است كه أو منحصر در يك فرد است . امّا ماهيت ممكنات داراى افراد متعدّدى است كه از آنها با عنوان مقولات ياد مىشود .
اصطلاح مقولات جمع مقولة وبه معناى محمول است . علّت اين نامگذارى آن است كه تنها مقولات هستند كه به حمل ذاتي بر اشيا حمل مىشوند وچيزى به حمل ذاتي بر آنها حمل نمىشود .
يكى از اختلافىترين مباحث ، بحث از عدد وشمار مقولات است . در كتاب مقولات وآراء مربوط به آن به شانزده رأى اشاره شده است . « 1 »
مشهور - از جمله شيخ الرئيس بو على سينا وصدر المتألّهين شيرازي - معتقدند كه مقولات منحصر در ده مقولة مىباشند :
انّ المقولات قديم تحصر * في العشر وهي « عرض » و « جوهر »
فأوّل له وجود قاما * بالغير والثاني لنفس داما
ما يقبل القسمة في الذات ف « كم » * و « الكيف » غير قابل بها ارتسم
« أين » حصول الجسم في المكان * « متى » حصول خصّ بالزمان
ونسبة تكرّرت « إضافة » * نحو ابوّة أخا لطافة
هامش
( 1 ) . ر . ك : مقولات وآراء مربوط به آن ، صص 54 - 55 .