بر برجستگيها وشخصيت علمي مصنّف دلالت دارند . از اين رو جا دارد كه در اينجا به برخى از آنها اشارهاى داشته باشيم :
1 . ناقد الفلسفة اليونانية : ميرداماد از جمله معدود فيلسوفان صاحب فكرى بود كه افزون بر مباني وانديشههاى انديشمندان خودى ، نيم نگاهى نيز به آراى انديشمندان ديگر بويژه فلاسفهء يونان مانند : أرسطو ، ابرقلس
) sulcorP (
، إسكندر افروديسى ، پلوتن
) sunitolP (
، ثامسطيوس
) suitsimehT (
وفرفوريوس
) yryhproP (
داشت وبه تناسب به نقّادى آنها مىپرداخت .
2 . متمّم الصناعات الميزانية : منطق دانشى است كه عهدهدار تصحيح وساماندهى فرايند تفكّر است . از اين رو تنها دانشى است كه در فراگيرى وپيشبرد دانشهاى عقلي بلكه در رشد تمامى علوم نقش كليدى دارد ؛ به اصطلاح ميزان وترازوى علوم وخدمتگزار تمامى آنهاست . شدّت نيازمندى دانشهاى عقلي بويژه فلسفه به منطق باعث شده است تا برخى آن را جزء فلسفه بدانند واز آن با عنوان « الحكمة الميزانية » ياد كرده وبراي اثبات مدّعاى خويش دليل نيز بياورند .
در هر حال منطق از بدو پيدايش خود ، توسّط انديشمندان متأخّر از أرسطو بويژه فرهيختگان وحكماى مسلمان به رشد تكاملى خود ادامه داد وبه كمّيت وكيفيت مباحثش افزوده شد . مهمترين بخش از مباحث منطقي بخشي است كه بيانگر اقسام موادّ انديشههاى آدمي ونحوهء تصحيح خطاهايى است كه در آنها رخ مىدهد . اين بخش به « صناعات خمس » اشتهار دارد ومشتمل بر پنج صنعت : برهان ، مغالطة ، جدل ، خطابه وشعر مىباشد . از اين رو مير سيّد احمد علوي از منطق با عنوان « الصناعات الميزانية » ياد كرده است ، امّا اينكه ميرداماد متمّم اين صناعات بوده ودر پيشبرد مباحث آنها نقشى داشته ، ادّعايى است كه بايد به سراغ دليل آن رفت . متأسّفانه در ميان آثار مير نيز نوشتار مستقلّ ومبسوطي كه پيرامون مباحث منطقي باشد به چشم نمىخورد .
3 . معلّم الحكمة اليمانية : ميرداماد با احاطهء كامل بر فلسفههاى پيشين خود وبا علم به نقاط ضعف وقوّت آنها در صدد پىريزى حكمتى جديد بود كه شالودهء آن را دو