كرامش و از قول پيامبر عليهم السلام بر امامت وى تصريح شده است . « 1 »
49 - علامه مجلسى از ابوبصير نقل كرده ، مىگويد : از امام صادق عليه السلام درخواست كردم و طلبيدم و نزد ايشان رفتم كه اين امر ( امامت ) را به اسماعيل واگذارد ، خدا نخواست مگر به ابوالحسن موسى عليه السلام . « 2 »
50 - همو از ابوبصير نقل كرده ، مىگويد : خدمت امام صادق عليه السلام بودم ، اشخاص حاضر اوصيا را نام بردند و از اسماعيل ياد كردند ، فرمود : « نه ، به خدا سوگند يا ابامحمّد ! اين كار دست ما نيست و كسى چنين حقى را ندارد جز خدا كه يكى را پس از ديگرى تعيين مىكند » . « 3 »
سيره و مكارم اخلاق امام عليه السلام
1 - كلينى - رضوان اللَّه عليه - از قول يكى از شيعيان نقل كرده ، مىگويد :
ابوالحسن موسى عليه السلام براى يكى از فرزندانش وليمهاى داد ، سه روز به تمام اهل مدينه در مسجدها و كوچهها با كاسههاى بزرگ مخلوطى از آرد و آب و عسل اطعام كرد . بعضى از مردم مدينه از اين بابت به آن حضرت خوردهگيرى كردند ، ماجرا به آن حضرت رسيد ، فرمود : « خداى عزّ و جلّ به هيچيك از پيامبران چيزى نداد مگر اينكه به محمّد صلى الله عليه و آله و سلم مانند آن و بيشتر از آن را بقدرى داد كه به ايشان نداده بود ، به سليمان عليه السلام
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 381 .
( 2 ) - بحارالأنوار : 48 / 25 .
( 3 ) - همان .