( موسى بن جعفر ) عليهما السلام شنيدم ، مىفرمود : « پدرم گفته است : خوشبخت است مردى كه نميرد تا جانشين خود را ببيند كه چشمش بدان وسيله روشن شود ؛ خداوند عزّ و جلّ - اشاره به عبدصالح ( موسى بن جعفر ) عليه السلام - جانشين من اين پسرم را به من نماياند و بدان وسيله چشم مرا روشن كرد » . « 1 »
28 - از ابن ابى يعفور نقل كرده ، مىگويد : خدمت امام صادق عليه السلام بودم ناگهان موسى عليه السلام وارد شد و نشست ، امام صادق عليه السلام فرمود : « ابن ابى يعفور ! اين بهترين و محبوبترين فرزندان من است جز اينكه خداى عزّ و جلّ گروهى از شيعيان ما را گمراه مىسازد زيرا آنها گروهى هستند كه در آخرت بهرهاى ندارند و خداوند روز رستاخيز با آنها سخن نمىگويد و آنها را پاك نمىسازد و آنان عذابى دردناك دارند » .
گفتم : فدايت شوم ! دلم را از اين قوم تيره كردى . فرمود : « گروهى از شيعيان ما پس از درگذشت او از روى بىتابى ، مىگويند : او نمرده و امامت امامان پس از او را انكار مىكنند و شيعيان ما را به راه گمراهى خود فرامىخوانند ، درحالىكه با اين كارشان حقوق ما را باطل و دين خدا را ويران مىكنند . پسر ابى يعفور ! خدا و رسولش و ما نيز از ايشان بيزاريم » . « 2 »
29 - همو از فيض بن مختار نقل كرده ، مىگويد : به امام صادق عليه السلام گفتم : فدايت شوم ! چه مىفرماييد دربارهء زمينى كه از پادشاه قبول مىكنم سپس به ديگران براساس درآمدى كه داشت به نصف يا ثلث ، يا
هامش
( 1 ) - رجال كشى : ص 371 .
( 2 ) - همان : ص 397 .