از روى خوشرويى و لبخند به او چيزى مىداد
شير غران نبرد بود ، خون زخم شمشيرش
مىچكيد و باران جود چون حشمتش جارى بود
از وصف رفتار پسنديدهشان بلاغتِ
نثر نويس و شاعر ناتوان است
اگر با جود او سخاوت حاتم را مقايسه كنند
آنچه گويند عيب و نقص شمرده خواهد شد .
در حلم و بردبارى درياى خروشانى است كه بالا بيايد
و در وقت نبرد برندهتر از شمشير !
جنايتكار را مىبخشد ، و انجمن را سرپرستى مىكند
و بدهى بدهكار را برعهده مىگيرد !
او شب زندهدار و روز ، روزهدار بود ، چه
بزرگوار است سحرخيز كوشا و روزهدار روزها !
چه تودهء انجمن و جامعهاى والامقام
آنها كه در زمان قائم عليه السلام بدرخشند !
آنها كه خصلتهاى بلند را احراز كردند
و گرامىترين خلق خدا ، در جهان گشتند
دانايى از ايشان بيانگر تمام شرافتهاست
در نقل مطلبى از دانا ديگرى او را تصديق نمايد
در شرافت و الا همهء آنها برابرند
همانطورى كه حلقهء انگشترى برابر است
چه كسى همتاى ايشان است وقتى كه به
مسند الإمام الكاظم (ع) (مسند امام الكاظم ع) (فارسى) — صفحة 329
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٢٩