هر كه - از هم عقيدههاى خود كه اطمينان دارى - بگو ! » . « 1 »
5 - اسحاق بن جعفر مىگويد : روزى نزد پدرم بودم كه على بن عمر بن على ( بن حسين ) پرسيد : فدايت شوم ! پس از شما ما خانواده و ديگران به چه كسى پناه ببريم ؟ فرمود : « به آنكه دو جامهء زردرنگ پوشيده و دو گيسو دارد ، هم اكنون از اين در بر تو ظاهر مىشود ! او دو لنگهء در را با دو دست خود باز كند . » طولى نكشيد كه ديديم كسى با دو دست دو لنگهء در را گرفته و هر دو را گشود سپس ابو ابراهيم امام كاظم عليه السلام بر ما وارد شد . « 2 »
6 - صفوان جمّال مىگويد : منصور بن حازم به امام صادق عليه السلام گفت :
پدر و مادرم به فدايت ! هر صبح و شام كسانى مىميرند و اگر چنين پيش آمدى ( براى شما ) شد ، امام ما كيست ؟ فرمود : « اگر چنين شد او امام شماست » - دست به شانهء راست امام كاظم عليه السلام زد - به نظرم كه آن موقع پنج سال داشت و عبد الله بن جعفر هم با ما نشسته بود . « 3 »
7 - همو از عيسى بن عبد اللَّه بن محمد بن عمر بن على بن ابى طالب عليه السلام نقل كرده است ، مىگويد : به امام صادق عليه السلام عرض كردم : خدا آن روز را برايم نياورد ! اگر براى شما اتفاقى افتاد ، ( پس از شما ) به كه اقتدا كنم ؟ به پسرش موسى عليه السلام اشاره كرد . گفتم : اگر ( خداى نخواسته ) براى موسى عليه السلام پيشامدى كرد ، چه كسى را امام خود بدانم ، فرمود : « پسر وى » عرض كردم : اگر براى پسر وى اتّفاقى افتاد و برادر بزرگ و پسر
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 308 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان : 1 / 309 .