الف : حادثى كه از ناحية علّت به طور دفعي در يك آن حادث مىگردد ، ويا حدوث آن منطبق بر آن مفروض است .
ب : حادثى كه از ناحيهء علّت ، در مجموعهاى مشخّص از زمان حادث مىگردد ، به طورى كه هر يك از اجزاى حادث آن منطبق بر يك آن خاصّ است .
ج : حادثى كه از ناحية علّت ، جميع اجزاى آن در جميع اجزاى زمان حادث گردد ، به طورى كه جميع اجزاى حادث در هر جزء مفروض زمان يافت شود « 1 » .
وامّا حدوث دهري بر خلاف اقسام سهگانه فوق ، تمام اجزائش يك دفعه از افاضهء علّت حادث شد واين حدوث در آن وزمان نيست .
ميرداماد گويد : « وأمّا الحادث الدهري فيفيض بتمامه عن العلّة مرّة واحدة ولكن لا في زمان ولا في آن ما من الآنات » « 2 » .
3 - حدوث دهري گر چه در تعريف مباين با حدوث ذاتي است ، ولى از حيث مصاديق با حدوث ذاتي متّفق ومساوى است « 3 » . حدوث زماني نيز با هر دو معنى فوق مباين واخصّ از آنها در عروض بر موضوعات است « 4 » .
بخش سوم : چند اشكال بر حدوث دهري
محقّق داماد خود اشكالات گوناگونى را بر حدوث دهري ، طرح نموده واز آنها پاسخ گفته است ، كه در ذيل به چند مورد آن اشاره مىشود :
1 - عدم قدم عالم وازليت آن موجب تخلّف معلول از علّت تامه است . زيرا
هامش
( 1 ) - براي تفصيل اين گفتار بنگريد : الصراط المستقيم ، ص 188 .
( 2 ) - الصراط المستقيم ، ص 188 .
( 3 ) - بنا بر اين رأى كه عقل اوّل حادث سرمدي باشد گفتار فوق استثناء مىپذيرد .
( 4 ) - ر . ك : الإيماضات ، صص 6 - 7 . حدوث طبعى ملا صدرا نيز چون مختصّ به عالم قوّه است ، نيز اخصّ از حدوث دهري است .