فَأَذاقَهَا اللَّهُ لِباسَ الْجُوعِ وَ الْخَوْفِ بِما كانُوا يَصْنَعُونَ »
« 1 » دربارهء اهل قريهاى است كه خداى عزّوجلّ به ايشان در معاش زندگيشان گشايش داده بود ، پاك كردن نجاست را با سنگ ، خشن ديدند نانهايى مثل سنگ سايندهء دارو ، ساختند و بدان وسيله نجاسات را پاك مىكردند . اين بود كه خداوند حشراتى كوچكتر از ملخ بر آنها فرستاد ، هيچ چيز از آنچه را كه خدا براى آنها آفريده بود باقى نگذاشت ؛ از درخت و گياه همه را خورد و قحطى آنها را به جايى رساند كه ناگزير آنچه از جنس نان بود و با آن نجاسات را پاك مىكردند ، همان را مىخوردند . » . « 2 »
5 - همو به اسناد خود از امام باقر عليه السلام نقل كرده است ، فرمود : « پدرم علي بن حسين عليهما السلام مىديد چيزى از نان داخل منزل افتاده است هر چند به قدرى بود كه مورچهاى مىكشيد ، همان مقدار از خوراك خانوادهاش را كم مىكرد » . « 3 »
6 - همو از امام صادق به نقل از پدرش ، از پدران گراميش آورده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : « مردى نيست كه اعضاى خانوادهاش را جمع كند و سفرهء غذا را بگذارد ، خود و اعضاى خانواده در آغاز غذا خوردن بسماللَّه و در آخر الحمدللَّه بگويند و سفره را جمع كنند مگر خداوند همه را بيامرزد . » . « 4 »
هامش
( 1 ) - نحل / 112 : و خداوند ( براى آنها كه ناسپاسى نعمت مىكنند ) مثلى زده است : منطقهء آبادى را كه در نهايت امن و امان بوده با اطمينان در آن زندگى داشتند انواع روزيها به طور وافر از هر جا مىآمد امّا سرانجام ، كفران نعمت كردند خدا لباس گرسنگى و ترس را به خاطر اعمالشان بر اندام آنها پوشاند .
( 2 ) - دعائم الاسلام : 2 / 114 .
( 3 ) - همان : 2 / 115 .
( 4 ) - همان : 2 / 117 .