دوباره درخواست كرد با درخت ( يا درختانى ) عوض كند باز هم قبول نكرد ، خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد و جريان را گفت : پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم از وى خواست تا بفروشد ، سمره نپذيرفت و از او خواست عوض كند باز هم قبول نكرد ، فرمود : به او ببخش در برابرش چنين و چنان پاداشى دارى ، تا رغبتى پيدا كند ، نپذيرفت . فرمود : تو مرد زيان بخشى هستى ! آنگاه رسول خدا به مرد انصارى فرمود : برو ! درخت او را از ريشه در آور ! » . « 1 »
4 - ابن ابى شيبه از حفص به نقل از امام صادق از پدرش عليهما السلام آورده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم دربارهء دختر حمزه به نفع جعفر حكم كرد و فرمود : خالهء اين دختر همسر جعفر است و خاله به منزلهء مادر است . « 2 »
5 - بيهقى از ابن ابى ذئب و انس بن عياض به نقل از جعفر بن محمّد از پدرش عليهما السلام و نيز ابن ابىذئب از جعفربن محمّدبه نقل از پدرشاز قول جدش آورده است ، مىفرمايد : « ابواسيد انصارى اسيرانى از بحرين آورد . آنها در صف ايستاده بودند ، رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نگاهى به ايشان كرد ، ديد زنى گريه مىكند ، فرمود : چرا گريه مىكنى ؟ عرض كرد : پسرم را در « عبس » فروختند ! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم بهابواسيدفرمود : بايدسوارمركب شوى او را - همان طورى كه به مبلغى فروختهاى - نزد ما بياورى ! ابواسيد سوار بر
هامش
( 1 ) - سنن ابى داوود : 3 / 315 . امّا سمره ، به طورى كه در كتب فقها و محدّثان آمده ، از جمله مرحوم ممقانى در رجال خود و ابن ابى الحديد در شرح نهجالبلاغه نوشتهاند : مرد بسيار بدى بوده و از دشمنان سرسخت اهل بيت عليهم السلام و اكاذيب زيادى را جعل كرده است . طبرى مىنويسد : سمره گفت : به خدا سوگند اگر به قدرى كه از معاويه اطاعت مىكنم از خدا اطاعت مىكردم هيچ گاه عقوبتم نمىكرد . - م .
( 2 ) - المصنّف : 1 / 170 .