داستان راز
94 - شيخ مفيد از ابوبصير نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « رازى الهى است كه آن را به جبرئيل گفته است و جبرئيل به محمّد صلى الله عليه و آله و سلم و محمّد صلى الله عليه و آله و سلم به على عليه السلام سپرده است تا كسى را كه خدا بخواهد يكى پس از ديگرى » . « 1 »
ماجراى معاويه
95 - شيخ مفيد از بشير نبال به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « من پشت سر پدرم و او سوار بر استر بود نگاه كردم ، ناگهان مردى را ديدم كه زنجير در گردنش و مردى در پى اوست ، به پدرم گفت :
يا علي بن حسين ! سيرابم كن ! آن مرد گفت : به او آب ندهيد ، خدا سيرابش نكند ! او معاويه بود - خدايش لعنت كند ! » « 2 »
حديث غار
96 - شيخ مفيد از يونسبن صهيب به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم نگاهى به ابوبكر - كه با آن حضرت به غار رفته بود - كرد ، فرمود : « تو را چه شده است ، مگر خدا با ما نيست ؟ !
مىخواهى اصحابم را از جمع انصار به تو نشان دهم كه در مجالس خودشان سخن مىگويند و جعفربن ابى طالب و يارانش را داخل كشتى نشان دهم كه غواصى مىكنند ؟ گفت : آرى ، آنها را نشانم دهيد !
هامش
( 1 ) - اختصاص : ص 254 .
( 2 ) - همان : ص 270 .