تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 393

مساهمون:

ص٣٩٣
صلب او بود از اين رو ده شتر آورد و روى آنها و عبداللَّه قرعه زد قرعه به نام عبداللَّه درآمد ، ده شتر ، ده شتر اضافه كرد همچنان قرعه مىزد و عبداللَّه درمىآمد و ده شتر ، ده شتر اضافه مىكرد ، وقتى كه به صد شتر رسيد قرعه به نام شتران درآمد عبدالمطّلب گفت پروردگارم با من به انصاف رفتار نكرد ، سه مرتبه قرعه را تكرار كرد باز به نام شتران درآمد گفت : اكنون دانستم كه پروردگارم راضى است پس شتران را ذبح كرد . » . « 1 »

سخن عمر هنگام مردن

62 - شيخ صدوق از زيادبن عيسى نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « چون هنگام مرگ عمر فرا رسيد گفت : به درگاه خدا توبه مىكنم به خاطر برگشتنم از سپاه اسامه ! به درگاه خدا توبه مىكنم از آزاد كردنم اسيران يمن را و به درگاه خدا توبه مىكنم از چيزى كه ما با دلهايمان آن را درك مىكرديم از خدا مىخواهيم كه ما را از زيان آن نگهدارد ! و به راستى كه بيعت با ابوبكر يك اتّفاقى بود . » . « 2 »

داستان خواهران

63 - همو از ابوبصير نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « خداوند آن خواهران را كه اهل بهشتند بيامرزد ! آنها را نام برد : اسماء بنت عميس خثعمى همسر حمزه عليه السلام و پنج زن از قبيله بنى هلال : ميمونه دختر حارث همسر پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ، امّ الفضل بنام هند همسر
هامش
( 1 ) - خصال : ص 156 . ( 2 ) - همان : ص 171 .
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 393 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى