تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 314

مساهمون:

ص٣١٤

جنازه

1 - محمّدبن يعقوب ( كلينى ) از جابر به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، مىگويد : راجع به لحظهء مردن از آن حضرت پرسيدم ، فرمود : « مگر نديده‌اى مردمى نشسته‌اند سكته عارض ايشان مىشود كسى نمىتواند حرفى بزند ، همان لحظه‌اى است كه فرشتهء مرگ به سراغ آنها آمده است » . « 1 » 4 - « 2 » همو از عبدالحميد بن ابى جعفر فرّاء نقل كرده است ، مىگويد : يكى از دندان‌هاى امام باقر عليه السلام افتاد آن را روى دستش گذاشت و گفت : « سپاس خدا را ، آنگاه رو به من كرد و فرمود : « اى جعفر ! چون من مردم و دفنم كردى اين دندان را با من دفن كن ! » سپس مقدارى گذشت دندان ديگر آن حضرت افتاد ، آن را هم به دست گرفت و گفت : « سپاس ازآنِ خداست ، اى جعفر ! هر وقت مردم اين را هم با من دفن كن ! » . « 3 » 5 - صدوق به اسناد خود آورده است ، ابوالجارود از امام باقر عليه السلام پرسيد : مردى مىميرد ، آيا ناخنهايش را مىشود گرفت و موهايش را زايل كرد و موهاى آلتش را تراشيد در صورتى كه به دليل بيمارى دراز شده باشد ؟ فرمود : « نه » . « 4 » 6 - همو از سكونى به نقل از امام صادق از قول پدرش عليهما السلام آورده است ، فرمود : « مردى خدمت پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمد ، عرض كرد : چرا من مرگ را خوش ندارم ؟ فرمود : « ثروتى دارى ؟ گفت : آرى . پرسيد : آيا آن را
هامش
( 1 ) - كافى : 3 / 259 . ( 2 ) - همان : 3 / 259 . شماره‌هاى 3 و 4 عين احاديث ( 5 و 6 ) بخش هنگام مرگ بود - م . ( 3 ) - همان : 3 / 262 . ( 4 ) - من لا يحضره الفقيه : 1 / 152 .