آورده است كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم چشمش به شتر عِقال شده ( پابسته ) افتاد كه جهازش بر روى آن بود ، فرمود : صاحب اين حيوان كجاست ؟ به او بگوييد : فرداى قيامت براى بازجويى آماده باشد ! » « 1 »
3 - همو از ابوحمزه ثمالى نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام فرمود : « هر كس حيوان سواريش فرار كرد ، اين كلمات را بگويد : اى بندگان صالح خدا براى من نگهداريد ! خدا شما را بيامرزد ! براستى كه در :
« ع ح يا ه ى ح ح » رازى است . سپس امام باقر عليه السلام فرمود : خشكى به « ه ح ح » سپرده شده و دريا به « ه ح ح » .
عمربن عبدالعزيز مىگويد : من اين كلمات را در مورد استرهايى كه گم شده بودند گفتم خداوند آنها را براى من فراهم آورد . « 2 »
4 - از ابوعبيدهء حذّاء نقل كرده است ، مىگويد : با امام باقر عليه السلام بودم ، شترم گم شد ، فرمود : « دو ركعت نماز بخوان » سپس گفت : « اين را بگو كه من مىگويم : اى خدايى كه گم شده را با هدايت از راه ضلالت برمىگردانى ! گم شدهء مرا به من بازگردان ! زيرا كه آن از لطف و عطاى خداوندى است » .
مىگويد : سپس امام باقر عليه السلام غلامش را فرمان داد كجاوهاى را روى شترى از شترانش بست . آنگاه فرمود : « اى ابوعبيده ! بيا و سوار شو ! » با امام باقر عليه السلام سوار شدم ، همانطور كه مىرفتيم ناگهان سياهى را بين راه ديديم ، فرمود : « ابوعبيده ! اين شتر تو است . » ديدم ، شتر من است ! « 3 »
هامش
( 1 ) - المحاسن : ص 361 .
( 2 ) - همان : ص 363 .
( 3 ) - همان .