محمّد بن سنان مىگويد : ابوالحسن الرّضا عليه السلام نيز وقتى كه از منزلش بيرون مىشد همينها را مىگفت . « 1 »
10 - از ابوحمزه ثمالى نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام اذن ملاقات خواستم ! بيرون آمد در حالى كه لبهاى مباركش حركت مىكرد ، عرض كردم : فدايت شوم ! شما در حالى بيرون آمديد كه لبهايتان حركت مىكرد ؟ فرمود : « اى ثمالى : آن را به تو تعليم دهيم ؟ عرض كردم : آرى بفرماييد ! فرمود : اى ثمالى ! هر كه موقع بيرون شدن از خانهاش بگويد : به نام خدا خدا مرا بس است ، به خدا توكّل نمودم ! خداوندا بهترين تمام امورم را از تو مىطلبم و از خوارى و ذلّت دنيا و عذاب آخرت به تو پناه مىبرم ! خداوند مهمات او از دنيا و آخرتش را كفايت كند . » . « 2 »
11 - از عبداللَّه بن عطا نقل كرده است ، مىگويد : امام باقر عليه السلام به من فرمود : « بلند شو ، دو مركب يك الاغ و يك استر را زين كن ! » زين كردم و استر را نزد ايشان بردم كه به نظر خودم استر براى آن حضرت بهتر است ! فرمود : « چه كسى به تو گفت كه اين استر را براى من بياورى ؟
گفتم : من خود آن را براى شما انتخاب كردم . فرمود : آيا من گفتم : انتخاب كنى ؟ سپس فرمود : بهترين مركب سوارى در نظر من الاغ است ! »
راوى مىگويد : الاغ را خدمت ايشان بردم و ركاب گرفتم و امام عليه السلام سوار شد ، فرمود : « سپاس خدا را كه ما را به اسلام هدايت كرد و قرآن را به ما آموخت و به وسيلهء محمّد صلى الله عليه و آله و سلم بر ما منّت نهاد ! و سپاس خدا را كه اين مركب را براى ما مسخّر كرد در حالى كه رام كردن او براى ما ميسّر
هامش
( 1 ) - المحاسن : ص 351 .
( 2 ) - همان : ص 351 .