انجير
1 - برقى به اسناد خود از ابوحمزهء ثمالى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « چون قبطيان به قصد ويران كردن قدس درآمدند ، مردم نزد حزقيل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم اجتماع كردند و از آن بابت به وى شكايت نمودند ، فرمود : شايد امشب با پروردگار مناجات كنم ! چون شب بر او تاريك شد با پروردگارش مناجات كرد ، خداوند به وى وحى كرد : من ايشان را كفايت كردم . در حالى كه آنها رفته بودند ، خداوند به فرشته هوا وحى فرمود : نفسهاى آنها را بگير ! در نتيجه همهء آنها مردند . صبح كه شد حزقيل به قوم خود آن خبر را داد ، بيرون رفتند ، ديدند همگى مردهاند ! حزقيل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم را غرور گرفت ، با خود گفت : سليمانبن داوود عليهما السلام چه امتيازى بر من دارد در حالى كه خداوند مانند مقام او را به من هم داده است !
امام عليه السلام فرمود : « پس جراحتى چركين روى كبد او درآمد و او را اذيّت كرد تا اين كه در برابر خدا به خشوع پرداخت و اظهار ذلّت كرد و بر خاكستر نشست تا اين كه خداوند به او وحى كرد كه شير انجير را بگير و از بيرون آن را بر سينه ات بمال ! و اين كار را كرد تا درد او آرام گرفت . » . « 1 »
اجتماع سرسفرهء غذا
1 - برقى از غياث بن ابراهيم به نقل از امام صادق از قول پدرش عليهما السلام
هامش
( 1 ) - المحاسن : ص 553 .