بود . » . « 1 »
5 - همو از ابوالجارود نقل كرده است ، مىگويد : خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم در حالى كه آن حضرت روى فرشى نشسته بود ، فرش را با دستم لمس كردم ، فرمود : « اين فرش را كه با دست لمس مىكنى فرش ارمنى است » گفتم : شما را چه كار با ارمنى ؟ فرمود : « اين فرش را امّ على - نام زنى - آورده است » . چند روز بعد كه رفتم دست به فرش زير پايم زدم ، فرمود : « آن فرش مال امّ على بود و به عقيدهء خوارج بود شبى تا صبح راهنمايى كردم كه از عقيدهاش برگردد و دوستدار اميرالمؤمنين عليه السلام شود ، او نكرد فردا صبح من او را طلاق دادم » . « 2 »
6 - از عبداللَّهبن مغيره نقل كرده ، مىگويد : از امام رضا عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : كسى به امام باقر عليه السلام عرض كرد : مردى روى فرشهايى مىنشيند كه تمثالهايى بر آن فرش نگاشته است ؟ فرمود :
« عجمها آن را اهميّت مىدهند ولى ما آن را ناچيز مىدانيم . » . « 3 »
7 - طبرسى از جابر به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « وقتى كه على با فاطمه عليهما السلام ازدواج كرد ، خانه را شن ريخت و فرش آن دو پوست گوسفند بود و بالش آنها از ليف خرماى پر بود و چوبى سرپا كرده بودند كه مشك آب را روى آن مىگذاشتند و بعد آن را با عبايى پوشاندند . » « 4 »
هامش
( 1 ) - كافى : 6 / 477 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همان .
( 4 ) - مكارم الأخلاق : ص 149 .