تخطي إلى المحتوى الرئيسي

النجاة من الغرق في بحر الضلالات — صفحة ديباچه 36

مساهمون:

صديباچه ٣٦
يا شمارها كه در اين دفتر اندكى با آنان ستيهندگى كرد وپايان سخن را به دفترهاى ميم ونون كه پس از لام مىآيند نويد داد . چون در هر دانش وهنرى اگر بخواهيم درست به مطلبهاى آن برسيم ناگزيريم از سخنان جدلى آنها ، خواه آنها را راست ودرست نشان دهد وخواه آنها را تباه سازد آگاه باشيم ، چون هر كه در مطالب شك نكند آن چيزهايى را كه نمىدانست وسپس شناخت وآن چيزهايى را كه پيش از شناخت آنها از دست داد نخواهد شناخت ؛ از اين روى در آموزش بهتر اين دانسته شد كه مسائل آن دانش را با آوردن سخنان جدلى شك پذير دربارهء هر يك از آنها در دفتر جداگانه‌اى بنگارد ، سپس در ديگر دفترها به گشودن راز آنچه در ان شك شده است بپردازد . اين است كه در دفتر سوم كه نشانهء حرف باء دارد وناگزير بايستى پس از دو دفتر نخستين وپيش از دفترهاى ديگر باشد اين كار را كرد ، چون كه در دو دفتر پيشين از چهار سبب ومتناهي بودن آنها سخن مىرود ، واين را هم هنر جدل خواهان است ، ودفترهاى پسين هم در دو چيز كاوش مىكنند : يا اينكه آن شكهاى برشمرده شدهء در آن در آنها باز مىشود ، يا در آنها به آنچه در گشايش از شكوك ناگزير است مىپردازند . چون شكها با آپورياهاى بر شمرده شدهء در دفتر باء دو گونه‌اند : يا دربارهء راه نگرش اين دانش‌اند ، ويا دربارهء آنچه كه در آن بايد كاوش گردد ؛ پس هر كه بخواهد بدين دانش آغاز كند وبخواهد آن را برهاني سازد ، بايستى نخست آن شكها را باز كند ، چه با شناختن آن در راه برهان آوردن در اين دانش استوار مىشود : وبا اين گونه نگرش هنرى را كه فلسفه ودانش مىنامند باز مىشناسد ، أزين روى بايستى در آغاز به باز كردن اين شكها پرداخت . وچون نگرش آنگاه درست در مىآيد كه نخستين مقدمات برهان را بشناسيم ، پس نخست بايستى در برابر كساني كه آنها را نمىپذيرند ونگرش را درست دانند سخن گفت ، أرسطو اين دو را در يك دفتر گذارد كه نام جيم دارد وپس از باء است ودر ان دو گونه كاوش است : يكى از منطق ويژهء متافيزيك دومى نخستين مبدء يا مقدمهء طبيعي كه پيش از همه است كه هستى ونيستى در يك چيز يكجا نخواهد بود . هر كه اين را نپذيرد با أو نتوان سخن گفت ونه چيزى را استوار داشت ونه چيزى را تباه دانست . پس از اين دفتر به گزارش واژه‌هاى اين دانش پرداخت وآن را در دفتر دال گذاشت كه خود فرهنگ