رنگهاى گوناگون و انواع مختلف كه از زر و سيم و مرواريد و ياقوت سرخ بافته شده ، بر تن دارد ، اين است كه خداوند متعال مىفرمايد :
« يُحَلَّوْنَ فِيها مِنْ أَساوِرَ مِنْ ذَهَبٍ وَ لُؤْلُؤاً وَ لِباسُهُمْ فِيها حَرِيرٌ » .
« 1 »
هنگامى كه مؤمن روى تخت خود بنشيند ، از شادمانى تخت او به اهتزاز درآيد و چون بر ولىّ خدا آرام گيرد و جايگاهى و الا در بهشت يابد ، فرشتهء موكّل بر بهشت او اجازه ورود بطلبد تا به خاطر كرامت خداى عزّوجلّ بر او تبريك گويد .
پس خدمتكاران مؤمن از غلامان و دختركان به آن فرشته موكّل گويند :
ولىّ خدا اكنون بر اريكهء خود تكيه داده و همسر حورى وى براى او آماده شده است به ولىّ خدا فرصت بده ! پس همسر حورى وى از خيمهاش بيرون مىآيد آرام گام بر مىدارد و دختركان خدمتكار وى به پيرامون او ، هفتاد لباس فاخر بافتهء از ياقوت ، زبرجد و مرواريد بر تن و خود از مشك و عنبر و بر سرش تاج كرامت و بر پا كفشهاى طلايى ياقوت و مرواريد نشان ، بندهايشان از ياقوت سرخ !
چون به ولىّ خدا نزديك شود ، او از اشتياق بخواهد به سمت وى بلند شود ، حورى بهشتى به او گويد : اى ولىّ خدا امروز روز رنج و زحمت نيست از جا بلند نشو ! من مال توام و تو از آنِ من ! پس پانصد سال از سالهاى دنيا دست به گردن هم ، نه آن حورى خسته شود و نه اين ولىّ خدا !
فرمود : در اين ميان بدون هيچ خستگى كه چشمش به گردن آن حورى
هامش
( 1 ) - حج / 23 : آنها در آنجا با دستبندهايى از طلا و مرواريد آراستهاند و لباسهايشان از حرير است .