عرض كردم : يابن رسول اللَّه پدر و مادرم به فدايت چرا ! فرمود : « بگو :
اى كه پيش از هر چيز بودهاى و هر چيزى را تو پديد آوردهاى و پس از هر چيز پايندهاى ! بر محمّد و آل محمّد درود فرست ! با من چنين و چنان كن » . « 1 »
4 - از علي بن مهزيار نقل كرده است ، مىگويد : محمّدبن حمزهء غنوى به من نوشت : نامهاى به ابىجعفر « 2 » بنويسم تا به او دعايى بياموزد كه بدان وسيله اميدوار به فرج باشد ، امام عليه السلام در پاسخ من نوشت : « اما آنچه را كه محمّدبن حمزه خواسته بود تا به او دعايى براى فرج و گشايش آموخته شود ، به او بگو ملازم اين دعا باشد : اى كه از هر چيز كفايت مىكنى ولى چيزى از او كفايت نمىكند ، مرا از آنچه گرفتارم ، كفايتم كن ! من اميدوارم از غم و گرفتاريش كفايت شود ان شاءاللَّه » . من اين دعا را به او اعلام كردم و فاصلهاى نشد كه از زندان درآمد . « 3 »
5 - از حنان بن سدير به نقل پدرش از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « چون فرد گرفتار بلايى را ديدى بگو : سپاس خداى را كه مرا عافيت بخشيده و آنچه تو گرفتارى مرا سالم داشته به تو و بسيارى از خلق مرا برترى داده است » مبادا شخص مبتلا بشنود » . « 4 »
6 - از ثمالى به نقل از امام باقر عليه السلام آورده است ، فرمود : « چون انسان بيمار شد بگويد : « به نام خدا و به وسيلهء ذات خدا و محمّد رسول
هامش
( 1 ) - كافى : 2 / 560 .
( 2 ) - احتمالًا ابوجعفر ثانى امام هادى عليه السلام باشد چون علي بن مهزيار معاصر ايشان بوده است ، نه امام باقر عليه السلام - م .
( 3 ) - كافى : 2 / 560 .
( 4 ) - همان : 2 / 565 .