انديشهها را مىدانى ، اى كسى كه بر هر نهانى حضور دارى و هر فراموش شدهاى را به ياد و بر هر چيز توانايى !
اى آنكه بر هر موجود پس از مهلت و كوتاهى عمر و سستى عمل و طول آرمان و زمان انتقال ناظرى و تو اى خدايا آخر همان طورى كه اوّل بودى ، نابود كنندهء هر آنچه كه به وجود آوردهاى و سرانجام آنها به گرفتارى در حالى كه نامهء اعمالشان به گردن آويخته و تا وقت پراكندگى از قبرها به هنگام دميدن صور و شكافتن آسمان به وسيلهء نور و بيرون آمدن در محشر به صحنهء قيامت ، اعمالشان را بر دوش مىكشند .
چشمانشان را به هم نمىزنند ، دلهايشان نگران در گرداب غم افتاده به خاطر اعمالى كه انجام دادهاند و مؤاخذه گناهانى كه كردهاند و در آنجا در برابر آنچه مرتكب شدهاند بايد محاسبه شوند . نامههاى اعمال در گردن در حالى كه گشوده است و بارهاى سنگين گناه بر دوشها بسته شده است نه راه جدا شدنى و نه راه فرارى و نه چارهاى از قصاص ، در حالى كه حجت بر آنها تمام و در سرگردانى راه و نالهء آرام آنها را از راه منحرف ساخته است . مگر آن كه از جانب خداوند عمل نيكى از پيش منظور شده باشد تا از هول قيامت و بدبختى بزرگ آن جا و آن روز نجات يابد . آنكه در دنيا اهل تمرّد و در برابر اولياى خدا اهل لجاجت نبود و تسليم آنان بود و نسبت به حقوق ايشان يگانه بود .
خداوندا دلها به گلوگاهها رسيده و نفسها تا حنجرهها آمده و عمرها در حد لحظه شمارى است اينها نه از كوتاهى بينش و نه از ترديد در اندازه و مقدار است بلكه به خاطر غمهايى است كه از ارتكاب نافرمانىهاى تو و مخالفت با تو در اوامر و نواهيت و بازيچه گرفتن
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 305
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٠٥