تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 477

مساهمون:

ص٤٧٧
روبيل به تنوخا گفت : نظر تو بىپايه است ، سپس رو به يونس كرد و گفت : وحى نازل شده و امر خدا دربارهء ايشان قطعى است بر اساس وحيى كه دربارهء آنها بر تو نازل كرده است راجع به فرستادن عذاب بر ايشان و سخن خدا حق است . آيا بر آن اساس صلاح مىدانى كه همهء قوم تو هلاك شوند و شهرشان ويرانه گردد ، آيا خداوند نام تو را از نبوّت محو نمىكند ؟ در آن حال رسالت تو باطل مىشود و همچون فردى از مردمان ناتوان مىشوى و به دست تو صدهزار نفر يا بيشتر از مردم نابود مىشوند . يونس از پذيرش توصيه وى سر باز زد و با تنوخا از شهر بيرون رفت نه چندان دور از آن مردم فاصله گرفتند و يونس دوباره برگشت ، به قوم خودش خبر داد كه خداوند به او وحى كرده است كه روز چهارشنبه ميانهء ماه شوّال پس از طلوع خورشيد عذاب را به شما نازل خواهد كرد ، آنها حرف يونس را رد كردند و تكذيبش كردند و با درشتى و زور او را از شهر بيرون كردند . يونس با تنوخا از شهر بيرون شدند و از آن مردم اندكى فاصله گرفتند و منتظر عذاب ماندند و روبيل با قوم خود در شهرشان ايستادند تا ماه شوال بر آنها وارد شد . روبيل بالاى قلّهء كوه با صداى بلند آن قوم را ندا داد ؛ من روبيل هستم دلسوز و مهربان نسبت به شما در پيشگاه پروردگارم ، شما عذاب خدا را انكار داريد ، اينك ماه شوال بر شما فرا رسيده و يونس پيامبرتان و فرستادهء پروردگارتان به شما خبر داده است كه خداوند به وى وحى كرده است كه در نيمهء شوّال روز چهارشنبه پس از طلوع آفتاب عذاب را