فصل پنجم ، در تناهى ابعاد است
شهرزورى نيز همچون خواجة نصير الدّين طوسي تصريح كرده است كه اين مسأله ، يكى از مقاصد طبيعيات واز مبادىاى است كه اثبات برخى مسائل بر آن مبتنى است ؛ مثلا در طبيعيات ، مسألهء اثبات محدّد الجهات ، ودر الهيات ، مسألهء امتناع انفكاك صورت از هيولى بر آن مبتنى است « 1 » . شهرزورى چندين برهان براي اثبات تناهى ابعاد با ايرادها وجوابهاى داده شده ، نقل كرده است . وى ذيل تبيين برهان « كره ومسامته » ونقل مطالبى از فخر رازي ، به تندى در باب أو سخن گفته است : اگر اين مرد از حكيمان ومتألّهان مىبود وجانش با خورشيد حكمت برافروخته ونوراني شده بود از حكيمان دفاع مىكرد ونسبت به آنان تعصب مىورزيد واز سخن حكيمان ، أنوار حكمت به قلب أو راه مىيافت ، امّا گويى هر كسى را بهر كارى ساختند « 2 » . شهرزورى در توضيح برهان « ترس » مىگويد : شيخ الهى ، سهروردى اين برهان را به دليل اين كه سپر در خارج موجود است وهر كنارى از آن محاذى كنارى از عالم است وبه تعبير ديگر ، اين برهان بر واقعيت مبتنى است نه بر فرض ذهني قابل انكار ، بر ساير براهين ترجيح داده است .