« آرى » گفتم : پس من مسألهاى را از شما مىپرسم ، پاسخ آن را به من مرحمت كنيد ؛ چشمم كمسو و كم حركتم و همه وقت نمىتوانم شما را زيارت كنم ! فرمود : « خواستهات را بگو ! » گفتم : آيينى را بازگو كن كه خداى عزّوجلّ را بدان وسيله خود و خاندانت معتقد و مىپرستيد تا من هم خدا را به همان دين بپرستم ؟
امام باقر عليه السلام فرمود : « هر چند كوتاه حرف زدى ولى سؤال مهمّى را كردى به خدا سوگند كه دين و آيينم و آيين پدرانم را كه همهء ما خداى عزّوجلّ را بدان وسيله مىپرستيم براى تو بازگو مىكنم : شهادت بر اين كه خدايى جز خداى يكتا نيست و محمّد صلى الله عليه و آله و سلم رسول خداست و اقرار بدانچه پيامبر از نزد خدا آورده است ، و ولايت و دوستى ولىّ ما و بيزارى از دشمن ما و تسليم در برابر امر ما و انتظار قائم ما و اجتهاد و پرهيزگارى . » . « 1 »
13 - از اسماعيل جعفى نقل كرده است ، مىگويد : مردى به همراه كتابى به امام باقر عليه السلام وارد شد ، امام عليه السلام فرمود : « اين نوشته از طرف مدّعى است او از دينى مىپرسد كه در آن دين عمل پذيرفته مىشود . » آن مرد گفت : خدا شما را مشمول رحمت خود قرار دهد ! من هم همين را طالبم .
امام باقر عليه السلام فرمود : « گواهى بر اين كه خدايى جز خداى يكتاى بىشريك شايستهء پرستش نيست و اين كه محمّد صلى الله عليه و آله و سلم بنده و فرستادهء اوست و اقرار بدانچه او از طرف خدا آورده است و ولايت ما خانواده و بيزارى از دشمن ما و تسليم به امر ما و ورع و تواضع و انتظار قائم ما ، زيرا كه
هامش
( 1 ) - كافى : 2 / 21 و 22 .