تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣

روايات امام عليه السلام دربارهء اصحاب

سلمان

1 - كلينى از حنّان به نقل از پدرش مىگويد : امام باقر عليه السلام فرمود : « سلمان با گروهى از قريش در مسجد نشسته بود آنها شروع كردند به گفتن نسبِ خود و همچنان نسبِ خود را بالا مىبردند تا اين كه نوبت به سلمان رسيد ، عمربن خطاب رو به سلمان كرد و گفت : بگو : ببينم تو كيستى و پدر و اصل تو كيست ؟ سلمان گفت : من سلمان پسر بندهء خدايم ، من گمراه بودم خداوند به وسيلهء محمّد صلى الله عليه و آله و سلم هدايتم كرد و من نيازمند بودم خداوند به وسيلهء محمّد صلى الله عليه و آله و سلم بىنيازم ساخت و من زرخريد بودم خداوند به وسيلهء محمّد صلى الله عليه و آله و سلم آزادم كرد ؛ اين حسب و نسبِ من است . مىفرمايد : پس از آن رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم درآمد در حالى كه سلمان - رضى اللَّه عنه - با آنها سخن مىگفت سلمان عرض كرد : يا رسول اللَّه ! آنچه از اين گروه ديدم از اين قرار است كه با ايشان نشسته بودم شروع كردند به گفتن نسبشان و نسبت خود را بالا مىبردند تا اين كه به من