2 - از فضيل بن يسار نقل كرده است ، مىگويد : از امام باقر عليه السلام پرسيدم : آيا براى اين ( ظهور قائم ) وقت معينى است ؟ فرمود : « وقت گزاران دروغ گفتهاند ! وقت گزاران دروغ گفتهاند ! همانا موسى عليه السلام چون به درگاه خدا رسيد ، سى روز وعده گزارد و چون خدا بر اين سى روز ده روز افزود ، قوم موسى عليه السلام گفتند : موسى با ما خلاف وعده كرده است ! و كردند آنچه كردند ! و چون ما به شما حديثى گوييم و مطابق گفتهء ما پيش آيد ، مىگوييد ، خدا راست گفته است ولى اگر به شما حديثى گفتيم و به نظر شما خلاف آن درآمد ، باز هم بگوييد خدا راست گفته است تا دو بار اجر ببريد ! » . « 1 »
3 - نُعمانى از ابوخالد كابلى نقل كرده است ، مىگويد : چون علىّبن حسين عليهما السلام درگذشت خدمت امام باقر عليه السلام رسيدم و عرض كردم : فدايت شوم ! شما مىدانيد كه من تنها به پدر شما دل بسته بودم و با او انس داشتم و از مردم هراسناك بودم ؟ فرمود : « راست مىگويى اى ابوخالد ، اكنون چه مىخواهى ؟
عرض كردم : فدايت شوم ! پدرت صاحب الأمر را براى من به گونهاى وصف كرده بود كه اگر در بين راهى او را مىديدم دستش را مىگرفتم .
فرمود : « ابوخالد ! چه مىخواهى ؟ گفتم : مىخواهم نام او را به من بگويى تا اين كه او را به نام بشناسم ! فرمود : ابوخالد ! به خدا سوگند كه سؤال سختى كردى ، از من چيزى را خواستى كه براى هيچ كس نگفتهام ، اگر براى كسى گفته بودم ، براى تو حتماً مىگفتم ، تو از چيزى پرسيدى كه اگر فرزندان فاطمه عليها السلام او را مىدانستند اصرار داشتند كه او را پاره پاره
هامش
( 1 ) - كافى : 1 / 368 .