عبداللَّهبن عطا ! حرفهاى زايد به گوشت فرو رفته است ، به خدا كه من صاحبالأمر شما نيستم » عرض كردم : پس صاحبالأمر ما كيست ؟
فرمود : « بنگريد كه چه كسى ولادتش از مردم پنهان است همو صاحبالأمر شماست . » . « 1 »
3 - نعمانى از عبداللَّهبن عطاى مكّى . . . « 2 »
4 - از عبداللَّهبن عطاء مكّى نقل كرده ، مىگويد : به قصد عزيمت به حج از شهر واسط بيرون شدم خدمت امام باقر عليه السلام ( ابوجعفر محمّدبن على ) رسيدم ، از حال مردم و از نرخ ارزاق پرسيد . گفتم : در حالى مردم را ترك گفتم كه گردنها به سمت شما كشيده شده بود ؛ اگر قيام كنى همه مردم از شما پيروى مىكنند .
فرمود : « پسر عطا ! تو گوش خودت را در اختيار افراد نادان گذاشتهاى ! آرى به خدا سوگند كه من صاحبالأمر شما نيستم و كسى از امامان نيست كه انگشت نماى مردم شود و با گوشهء ابرو او را بنمايند مگر اين كه كشته شود و يا به خلاف ميل خود از دنيا برود ! » .
گفتم : بر خلاف ميل ! يعنى چه جور ؟ فرمود : « از روى خشم و غصه در بستر بميرد تا اين كه خداوند كسى را برانگيزد كه ولادتش را كسى نداند » گفتم : كسى كه ولادتش را ندانند كيست ؟ فرمود : « توجه كنيد كسى كه مردم نمىدانند به دنيا آمده است يا نه ، همان صاحبالأمر شماست . » . « 3 »
هامش
( 1 ) - كمال الدّين : ص 325 .
( 2 ) - غيبت نعمانى : ص 167 . بقيه ( حديث ) عين حديث قبلى بود - م .
( 3 ) - همان : ص 168 .