مرد كيسانى پس از شنيدن سخنان امام عليه السلام گفت : بر پدرت امر مشتبه شده است همان طورى كه داستان عيسىبن مريم بر يهود مشتبه شد .
امام باقر عليه السلام فرمود : « آيا تو اين برهان را بين ما و بين خودت حَكَم قرار مىدهى ؟ »
گفت : آرى .
امام عليه السلام فرمود : « آيا به نظر تو يهودى كه امر عيسى عليه السلام بر ايشان مشتبه شد دوستان او بودند يا دشمنان او ؟ »
گفت : بلكه دشمنان او بودند .
فرمود : « بنابراين پدرِ من دشمن محمّدبن حنفيّه بوده است ، از اين رو امر بر وى مشتبه شده است ؟ ! »
گفت : نه ( دشمن وى نبوده است ! ) و درمانده شد و از عقيدهء خود برگشت . « 1 »
27 - مردى از اهل شام خدمت امام عليه السلام رسيد و از آغاز پيدايش خانهء كعبه پرسيد ، فرمود : « خداى تعالى چون به فرشتگان فرمود :
« إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
« 2 » آنها در ردّ سخن خداى متعال گفتند :
« أَ تَجْعَلُ فِيها
. . . .
وَ ما كُنْتُمْ تَكْتُمُونَ »
« 3 » پس دانستند كه اشتباه كردهاند به عرش بازگشتند و به اطراف آن هفت شوط طواف كردند و از پروردگار عزّوجلّ خواستند تا از آنها
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 389 .
( 2 ) - بقره / 30 : من در روى زمين جانشينى قرار خواهم داد .
( 3 ) - همان : 30 - 33 : ( فرشتگان گفتند : ) آيا در زمين كسى را قرار مىدهى فساد كند و خونها بريزد . . . ( هنگامى كه آدم آنها را از اين اسماء آگاه ساخت ، خداوند فرمود : به شما نگفتم كه من از غيب آسمانها و زمين آگاهم و آنچه را كه شما آشكار يا پنهان مىكنيد مىدانم ) .