كرد هلاك شد . و ماييم آن بلندترين قلّه و ماييم از آن كسانى كه خداوند به وسيلهء ما از شما عذاب را بر مىدارد ، هر كه نسبت به ما بينا و آگاه باشد و حقّ ما را بشناسد و به دستور ما عمل كند ، از ماست . » . « 1 »
42 - « 2 » سليمانبن قرم نقل مىكند ، مىگويد : ابوجعفر عليه السلام از خمس به ما صد تا ششصد و تا هزار درهم جايزه مىداد . مردى نصرانى به او گفت :
تو بقرى ( گاوى ) فرمود :
« من باقرم ( شكافنده علم ) . گفت : تو پسر زن آشپزى ! فرمود : « پزندگى كار او بود . » . گفت : تو فرزند زن سياه زنگى بدزبانى ! امام عليه السلام فرمود :
« اگر تو راست گفتى ، خدا او را بيامرزد و اگر دروغ گفتى خدا تو را بيامرزد ! » . مىگويد : مرد نصرانى با شنيدن پاسخهاى امام عليه السلام مسلمان شد . « 3 »
43 - امام عليه السلام به كثير ( شاعر معاصر امام عليه السلام ) فرمود : « تو عبدالملك را مدح گفتهاى ! » او در جواب گفت : اى امام هدايت ! من او را مدح نگفتهام ! بلكه گفتهام : يا اسد ! اسد يعنى سگ . و يا شمس ! شمس موجود بى روح است . و يا بحر ! دريا از جمله موات است ! و يا حيّه ! حيّه ، جنبندهء بدبويى است . و يا جبل ! كه سنگ بى زبانى است . راوى مىگويد : امام عليه السلام با شنيدن سخنان « كثير » لبخندى زد و كميت كه در حضور امام بود ، قصيدهاى با مطلع :
هامش
( 1 ) - مناقب : 2 / 292 .
( 2 ) - همان . حديث شمارهء 41 بى كم و زياد عين حديث شمارهء 21 بود - م .
( 3 ) - مناقب : 2 / 293 . به اجماع مورّخان و محدّثان - چنان كه در صفحات قبل گذشت - مادر امام باقر عليه السلام فاطمه بنت الحسن عليه السلام بوده است شايد ، منظور در اين حديث نامادرى امام عليه السلام و يا در كل دروغ و جسارت مىباشد - م .