پسرش محمّدبن على عليهما السلام وصيّت كرد و فرمود :
« پسرم ! تو را پس از خود جانشين خودم قرار دادم ، كسى در آنچه بين من و تو است ادّعا نمىكند مگر اين كه روز رستاخيز خداوند طوقى از آتش را به گردن او اندازد ! بنابراين خدا را به خاطر اين نعمت شكر و سپاس بگو ! پسرم شكرگزار خداوندى باش كه تو را نعمت داده است و بر آن كه شكرگزار تو باشد احسان كن !
زيرا نعمتى را كه شكرگزارى كنى از دست نمىدهى و چون ناسپاسى كنى پايدار نمىماند . و شخص سپاسگزارى كه نعمتى را شكرگزارى كند از آن بابت به وسيله نعمتى خوشبخت گردد كه شكر آن نعمت نيز بر او واجب گردد . »
و علىّبن حسين عليهما السلام اين آيه را تلاوت فرمود :
« لَئِنْ شَكَرْتُمْ لَأَزِيدَنَّكُمْ وَ لَئِنْ كَفَرْتُمْ إِنَّ عَذابِي لَشَدِيدٌ
« 1 »
»
« 2 »
49 - از زهرى نقل كرده است ، مىگويد : به محضر علىّبن حسين عليهما السلام ، در آن بيمارى كه به درگذشت آن حضرت انجاميد شرفياب شدم ، ناگهان طبقى خدمت آن بزرگوار آوردند كه داخل آن يك نان و مقدارى كاسنى بود ، به من فرمود : « بخور ! » عرض كردم : يابن رسول اللَّه ! خوردهام فرمود : « اين كاسنى است » پرسيدم : كاسنى چه فايدهاى دارد ؟ فرمود :
« هيچ برگ كاسنى نيست مگر اين كه قطرهاى از آب بهشت داخل آن است ،
هامش
( 1 ) - ابراهيم / 7 : اگر شكر نعمتهاى مرا به جا آوريد من به طور قطع نعمتهاى شما را افزون مىكنم و اگر كفران كنيد عذاب و مجازات من شديد است .
( 2 ) - كفاية الأثر : ص 241 .