تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 376

مساهمون:

ص٣٧٦
در هر خانه‌اى راهروهايى بود كه بعضى از آنها هفتصد كنيز قبطى و سيصد زن آزاد با مهريهء زياد وجود داشت ، خداى تعالى به او نيروى چهل مرد را در رابطه با زنان داده بود و چنان بود كه بين آنها دور مىزد و نياز آنها را برمى آورد . امام عليه السلام فرمود : « سليمان به شياطين دستور مىداد تا براى او سنگها را از جايى به جايى ببرند . ابليس پرسيد : حالتان چطور است ؟ گفتند : ما توان اين وضع را نداريم . ابليس گفت : مگر شما سنگ‌ها را نمىبريد و در برگشتن دست خالى بر مىگرديد ؟ گفتند : آرى . ابليس گفت : پس شما در آسايشيد ، باد اين گفتهء ابليس را به شياطين ، به گوش سليمان رساند . سليمان دستور داد تا شياطين وقت رفتن سنگها را ببرند و وقت برگشت ، گِل به جاى آن بياورند ، پس ابليس براى ايشان ظاهر شد و پرسيد : حالتان چطور است ؟ آنها به وى شكوه كردند . ابليس پرسيد : مگر شما شبها نمىخوابيد ؟ گفتند : چرا مىخوابيم . ابليس گفت : پس شما در آسايشيد ، پس باد گفتگوى ابليس را با شياطين به گوش سليمان رساند پس دستور داد كه شياطين شب و روز كار كنند . پس فاصله زيادى نشد كه سليمان درگذشت . امام عليه السلام فرمود : « سليمان به همراه جن و انس جهت طلب باران از شهر بيرون شد ، در بين راه به مورچهء لنگى برخورد كه بالهايش را گسترده و دست خود را بالا گرفته بود ، مىگفت : خدايا من فردى از مخلوقات توام ، ما بى نياز از روزى تو نيستيم . ما را به گناهان فرزندان آدم بازخواست نكن ! و ما را سيراب گردان ! سليمان با شنيدن سخنان مورچه به همراهانش گفت : برگرديد كه ديگران دربارهء شما شفاعت كردند . و در
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 376 | الشيخ عزيز الله عطاردي / عطائى