كه تمام آسمان را پر كرده بودند ، آدم عرض كرد : پروردگارا ! چه قدر ذرّيهء من زياد است ! آنان را براى چه كارى خلق كردهاى و از پيمان گرفتن ايشان چه هدفى دارى ؟
خداى تعالى فرمود : مرا عبادت كنند و چيز را شريك من نگيرند و به فرستادگان من ايمان آورند و از ايشان پيروى نمايند . آدم عليه السلام عرض كرد : پروردگارا ! چرا بعضى از اين ذرّهها را بزرگتر از بعضى ، و بعضى را پرنور و بعضى را كم نور و بعضى را بىنور مىبينم ؟ خداى عزّوجلّ فرمود : اين چنين آفريدم تا در تمام حالات آنها را بيازمايم . آدم عرض كرد : پروردگارا ! به من اجازه سخن گفتن مىدهيد تا سخن بگويم ؟
خداوند جلّ جلاله به او فرمود : سخن بگو كه روح تو از روح من است ولى سرشت تو بر خلاف ذات مقدس من .
آدم گفت : پرورگارا ! اگر آنها را با يك شكل و يك عمر و با روزى برابر مىآفريدى ، بر يكديگر ستم نمىكردند و بين آنها در هيچ مورد حسد و دشمنى و اختلاف نمىبود !
خداى تعالى فرمود : اى آدم ! تو به وحى من سخن گفتى ولى به دليل ضعف طبيعتت خود را دربارهء آنچه نمىدانستى به زحمت انداختى ! در حالى كه منم خداوند آفرينندهء دانا . من به علم خويش خلقت ايشان را متفاوت قرار دادم و به ارادهء خويش در ميان ايشان فرمانم اجرا مىشود و آنان به جانب تقدير و تدبيرِ من حركت مىكنند و براى آفرينش من هيچ جايگزينى نيست . و جن و انس را تنها براى اين آفريدم كه مرا پرستش كنند و بهشت را براى كسانى آفريدهام كه مرا عبادت كنند و از من اطاعت نمايند و از پيامبرانم پيروى كنند ؛ و هيچ باكى ندارم ، و آتش دوزخ را
مسند الإمام الباقر (ع) (مسند امام باقر ع) (فارسى) — صفحة 307
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٣٠٧