بزرگان از تابعين و سران از فقهاى مسلمان معالم دين را نقل كردهاند . و به خاطر فضيلتش در ميان اهل بيت شاخص بود و به او مثل مىزدند و آثار و اشعار بر محور او مىگشت و قرظى درباره او مىگويد :
اى كسى كه براى پرهيزگاران علم را شكافتى
و بهترين كسى كه به نداى مردمان لبّيك گفتى . « 1 »
5 - و نيز مىگويد : شيعه در خبر لوحى كه جبرئيل عليه السلام براى رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از بهشت آورد - و آن حضرت به فاطمه عليها السلام داد كه در آن نام امامان پس از پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم آمده است و نام محمّدبن على عليهما السلام به عنوان امام پس از پدرش آمده - نقل كرده است كه خداى عزّوجلّ به پيامبرش صلى الله عليه و آله و سلم كتابى را نازل كرد كه به دوازده انگشترى مهر شده بود و دستور داد تا آن را به اميرالمؤمنين عليه السلام بدهد ، و به او فرمان دهد تا او نخستين مهر آن را بشكند و مطابق آنچه داخل آن است عمل كند ، سپس آن را در وقت وفاتش به فرزندش امام حسن عليه السلام دهد و به او فرمان دهد كه مهر دوم را بشكند و آنچه در زير آن است مطابق آن عمل كند . و سپس در هنگام وفاتش آن را به برادرش امام حسين عليه السلام بسپارد و دستور دهد تا او نيز مهر سوم را بشكند و بدانچه در زير آن مهر نهفته است عمل كند ، سپس امام حسين عليه السلام نيز به هنگام درگذشتش آن را به پسرش علىاكبر ( زينالعابدين ) ، فرزند حسين عليه السلام بسپارد و همان فرمان را بدهد و پس از وى محمّد عليه السلام نيز آن را به فرزند خود بدهد تا آخرين
هامش
( 1 ) - ارشاد : ص 245 .