نداشت ، فرمود : پسرم ! همان دو نفر كه در آن بيمارى به نزد من آمدند ، دوباره آمدند و خبر دادند كه من فلان روز مىميرم ، و همان روز هم از دنيا رفت » . « 1 »
8 - از ابوسلمه نقل كرده است ، مىگويد : امام صادق عليه السلام فرمود : « من روزى كه پدرم محمّدبن علىّ درگذشت خدمت ايشان بودم ، چند سفارش دربارهء غسل دادن ، كفن كردن و دربارهء ورود به قبرش به من فرمود .
عرض كردم : پدر جان ! به خدا سوگند از روزى كه مريض شدى هيچ گاه شما را خوش سيماتر از امروز نديده بودم و هيچ اثرى از مرگ بر شما نمىبينم . فرمود : پسرم ! مگر نشنيدى كه ( پدرم ) علىّبن حسين عليهما السلام از پشت ديوارها صدا مىزد : يا محمّد ! بيا ! شتاب كن ! » . « 2 »
9 - از حسنبن علىّبن عقبه نقل كرده است ، مىگويد : جدم از ابوعبداللَّه ( امام صادق ) عليه السلام نقل كرده است : وى شبى كه ابوجعفر عليه السلام از دنيا رفت خدمت آن حضرت آمد ؛ با دست خود به وى اشاره كرد : عقب برو ! و او عقب رفت تا اين كه از مناجاتش فارغ شد ، آنگاه آمد ، فرمود : پسرم ! امشب همان شبى است كه من از دنيا مىروم و همان شبى است كه رسول خدا صلى الله عليه و آله و سلم از دنيا رفت . مىگويد : به من فرمود : پدرش علىّبن حسين عليهما السلام شربتى در همان شبى كه از دنيا رفت براى او آورد و فرمود : اين شربت را بياشام ! و فرمود : پسرم ! اين همان شبى است كه وعده دادهاند كه در آن شب از دنيا مىروم ! پس همان شب درگذشت » . « 3 »
هامش
( 1 ) - بصائرالدّرجات : ص 481 .
( 2 ) - همان : ص 482 .
( 3 ) - همان .