تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 585

مساهمون:

ص٥٨٥
آگاه است ! حجاج گفت : نخواستى راست بگويى ! جواب داد : من دوست نداشتم دروغ بگويم . ابن حجر مىگويد : ابومحمّد و به قولى ابوعبداللَّه سعيدبن جبيربن هشام اسدى والبى كوفى آزاد شدهء ايشان از ابن عباس و ابن زبير و ابوسعيد خدرى و ديگران روايت كرده ، و پسرانش عبدالملك و عبداللَّه و همچنين ابواسحاق سبيعى و گروهى از او روايت كرده‌اند . يعقوب قمى از جعفربن ابى مغيره نقل كرده است : ابن عباس وقتى كه مردم كوفه نزد وى مىآمدند و فتوا مىخواستند ، مىگفت : مگر ابن امّ الدّهماء يعنى سعيدبن جبير در بين شما نيست ، و عمرو بن ميمون از پدرش نقل كرده است كه سعيدبن جبير از دنيا رفت در حالى كه روى زمين هيچ كس نبود كه به او نيازمند نباشد . هيثم مىگويد : حجاج شروع كرد ، با خود مىگفت : آيا با تو نكرديم ، با تو نكرديم ؟ و خود مىگفت : آرى . پرسيد : چه چيز باعث شد كه بر ضد ما قيام كنى ؟ سعيد گفت : بيعتى كه برگردنم بود ! حجاج خشمگين شد و دستهايش را به هم زد و گفت : بنابراين بيعت اميرالمؤمنين مقدم و سزاوارتر بود و دستور داد گردنش را زدند . ابوالقاسم طبرى مىگويد : او ثقه و پيشواى حجّت بر مسلمانان است ، در ماه شعبان سال 95 هجرى به سن 49 سالگى به قتل رسيد . ابن حبان او را در زمرهء ثقات نام برده و مىگويد : وى فقيه ، عابد ، فاضل و پارسا بود . وى با ابن اشعث در جمع قاريان قيام كرد و چون ابن اشعث به هزيمت رفت ، سعيدبن جبير به مكه فرار كرد و خالد قسرى او را دستگير كرد و نزد حجاج فرستاد و حجاج او را كشت ، و حجاج نيز پس از چند روز به هلاكت رسيد .