او نپسنديد ، و گفت : او را از آن جهت اوزاعى گفتهاند كه از قبايل مختلف بوده است .
ابوزرمهء دمشقى مىگويد : نام اوزاعى عبدالعزيز بود وى خود را عبدالرحمان ناميد و اصل او از شهر سباى سند بود و در اوزاع منزل مىكرد از اين رو اين نام بر او غلبه يافت و به خاطر فضل و زيادى روايتش فتواى فقه اهل شام به وى واگذار شد و به هفتاد سالگى رسيد در حالى كه فصيح و گشاده زبان بود .
ابومسهر به نقل از هقلبن زياد مىگويد : اوزاعى از هفتاد هزار مسأله و يا در اين حدود را پاسخ داد .
ابن سعد مىگويد : وى سال 88 به دنيا آمد ، مردى ثقه و امين ، راستگو ، فاضل ، نيكوكار و پرحديث و فقيه و دانشمند و صاحب مكتبى در يمامه بود و در سال 158 در بيروت از دنيا رفت . ابن حبان نام او را در بين ثقات آورده ، مىگويد : وى از فقيهان اهل شام و قاريان و زاهدان ايشان بود و علت مرگ او را چنين نوشتهاند :
وى در بيروت مرزبان بود ، و وارد حمام شد ، پايش لغزيد و افتاد و از هوش رفت و به هوش نيامد تا مرد .
( مؤلّف ) مىگويم : وى شرح حال طولانيى در كتابهاى رجال دارد ، از امام سجّاد عليه السلام روايات مرسلى نقل كرده است كه در بخش ماجراى بين امام و يزيد به شمارهء ( 8 ) و در باب امامت به شمارهء ( 26 ) نقل كرديم .
47 - بريدبن حازم ، براى وى در كتابهاى رجال عنوانى نيافتيم ، او يك روايت از امام سجّاد عليه السلام در باب اصحاب دارد كه به شمارهء ( 15 ) نقل شد .
48 - بكربن بكر ، اين شخص نيز مثل فرد قبلى در كتابهاى رجال عنوان نشده است . وى يك روايت از امام سجّاد عليه السلام در باب قرآن به شمارهء ( 93 )
مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 565
مساهمون: الشيخ عزيز الله عطاردي
ص٥٦٥