تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 514

مساهمون:

ص٥١٤
را و ملك الموت روح مرا و قبر پيكرم را و من در بين اين همه خواسته‌هايم ! » . « 1 » 87 - از يحيىبن ابى العلاء نقل كرده ، مىگويد : از ابوجعفر امام باقر عليه السلام شنيدم كه مىفرمود : « علي بن حسين عليهما السلام به قصد حج راهى مكه شد تا به وادى بين مكه و مدينه رسيد ، ناگهان مردى راهزنى مىكرد ! مىگويد به علي بن حسين عليهما السلام گفت : فرود آى ! فرمود : چه مىخواهى ؟ عرض كرد : مىخواهم تو را بكشم و هر چه دارى از تو بگيرم ! فرمود : هر چه دارم با تو تقسيم مىكنم و به تو حلال مىشمارم ! دزد گفت : خير ! فرمود : به قدرى كه مرا كفايت كند واگذار ! قبول نكرد . فرمود : پس پروردگارت كجاست ؟ گفت : خوابيده است ! امام عليه السلام مىفرمايد : ناگهان دو شير روبروى او پيدا شدند ، يكى سر او را و ديگرى پاهاى او را برگرفتند . فرمود : تو گمان كردى كه پروردگارت از تو غافل و در خواب است ! » . « 2 » 88 - شيخ ابوجعفر طوسى به نقل از كثيربن طارق آورده است ، مىگويد : از زيدبن على كه به دست ظالمان به دار آويخته شد ، شنيدم كه مىگفت : پدرم علي بن حسين عليهما السلام فرمود : « علي بن ابيطالب عليه السلام در روز جمعه اين خطبه را مىخواند و مىگفت : سپاس مخصوص خداوندى است كه در بىآغازى ( قديم بودن ) و سرآغازى يكتاست ، آن كه در پايداريش و همچنين در سرآغازيش نهايتى نيست ، انواع مخلوقات را نه از ريشه‌هايى بلكه از ابتدا ايجاد كرده و از مشاركت همتايان بالاتر و از همسر و فرزند داشتن برتر است و باقى بدون مدت و به وجودآورندهء بدون يار و ياور و بدون ابزار و آلات
هامش
( 1 ) - امالى طوسى : 2 / 255 . ( 2 ) - همان : 2 / 285 .