تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مسند الإمام السجاد (ع) (مسند امام سجاد ع) (فارسى) — صفحة 493

مساهمون:

ص٤٩٣
آمدند ، جبرئيل بر آنها سبقت گرفت و گفت : يا احمد ! خداى تبارك و تعالى مرا به خاطر احترام و بزرگداشت تو و لطف مخصوصى كه به تو دارد نزد تو فرستاد تا از آنچه خود آگاهتر است از تو بپرسد ! مىفرمايد : خودت را چگونه مىيابى ؟ فرمود : جبرئيل ! خود را غمگين و پريشان مىبينم ! ملك الموت اجازه خواست ، جبرئيل عرض كرد : يا احمد ! اينك ملك الموت است كه اجازهء ورود مىخواهد ؛ او پيش از تو از هيچ كس اجازه نخواسته است و هرگز پس از تو نيز اجازه نخواهد خواست . پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اجازه بده ! تا وارد شود ؛ جبرئيل اجازه داد ، فرشتهء مرگ وارد شد و مقابل پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم ايستاد ، عرض كرد : يا احمد ! خداى تبارك و تعالى مرا به جانب شما فرستاده و دستور داده است تا هر چه بفرماييد از شما اطاعت كنم ! اگر دستور بدهيد شما را قبض روح مىكنم و اگر راضى نباشيد به حال خود مىگذارم ! پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اى ملك الموت به راستى آيا چنين كارى را مىكنى ؟ عرض كرد : آرى يا رسول اللَّه ! من مامورم تا هر چه شما بفرماييد فرمان ببرم . جبرئيل عرض كرد : يا احمد ! خداى تبارك و تعالى مشتاق ديدار شماست . اينجا بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم فرمود : اى ملك الموت ! مأموريت خودت را انجام ده ! جبرئيل عرض كرد : ديگر اين آخرين بار است كه من قدم بر روى زمين مىگذارم ، چرا كه تنها نيازم از اين دنيا تو بودى ! همين كه پيامبر - درود به روان پاك او و خاندان پاكيزه‌اش باد - از دنيا رفت براى فقدان آن حضرت تسليت آمد ، گوينده‌اى كه صداى او را مىشنيدند ولى كسى او را نمىديد ، مىگفت : درود و رحمت و بركات خدا بر شما باد !
« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ وَ إِنَّما